خاطرات سفر حج تمتع 1384
ایام عمره تمتع
حاج دکتر سوران کردستانی
حدود هشت روز پس از ورود به مدینه، حوالی ساعت 3 بعدازظهر، در محل اقامت خویش، هتل موسوم به قصر الدخیل، پس از انجام غسل، لباس احرام به تن نمودم و همراه با کاروان، با اتوبوس به سوی مسجد شجره به راه افتادیم. این مسجد در حوالی مدینه واقع گردیده و متشکل است از یک مجموعه بسیار معظم از سرویستهای بهداشتی و اتاقکهای دوشدار برای انجام غسل زائران بیتالله الحرام بهنگام محرم شدن، و نیز شبستانی بسیار وسیع برای انجام نماز. به محض رسیدن به این مسجد، نیت کردم که محرم شوم برای انجام عمره تمتع. بعد در مسجد نماز سنت پس از احرام را خواندم و همانجا نشستم تا موقع اذان مغرب فرا رسید. سپس نمازهای مغرب و عشاء را به صورت قصر و جمع خواندم و آنگاه در معیت آقای محمود ویسی به اتوبوسها بازگشتیم و به سوی مکه حرکت کردیم. جاده بین مدینه و مکه بسیار طولانی و تاریک و طاقتفرسا بود و پس از چند بار توقف کوتاه مدت و صرف شام سفری در اتوبوس، سرانجام بعد از پیمودن مدت زمانی قریب به چهار ساعت، حوالی ساعت ده شب به مکه رسیدیم و در هتلی موسوم به قصر حسن عابد، در طبقه دهم اسکان یافتیم.
پس از اسکان در هتل، بیدرنگ همان شب همراه با آقای ویسی عزم مشرف شدن به مسجد الحرام نمودیم. با اتوبوسهای ویژهای که به طور رایگان در مقابل هتل آماده بود، پس از پیمودن پنج دقیقهای پیاده شدیم و مابقی راه را پیاده تا مسجد الحرام طی کردیم. از محل پیاده شدن از اتوبوسها به بعد، حدود یک ربع ساعت در راه بودیم تا به درب باب السلام، از دربهای ورودی مسجد الحرام، رسیدیم. بیرون از مسجد زائران بر روی زمین نشسته یا دراز کشیده و یا خوابیده بودند.
سرانجام به صحن مسجد الحرام رسیدیم و در مقابل کعبه قرار گرفتیم. در آن لحظه من برای اولین بار کعبه را به چشم خود دیدم. لحظهای بسیار دلانگیز و پرشکوه و فراموش ناشدنی بود برای من. تا آن لحظه یک چنین شور و شعف و شادی و بهجتی را تجربه نکرده بودم. البته در مسجد النبی نیز چنین احساسی را داشتم، اما احساس عظمت این صحنه برای من از نوع دیگری بود. دیدن کعبه در میان افواج زائرانی که در حال طواف بودند، با آن همه نور و شور و جوشش و غلغله و روحانیت، زیباترین صحنهای بوده است که تاکنون در زندگیم دیدهام. القصه، آن احساس وصف ناپذیر است ..
در بدو ورود و به مجرد رسیدن به محوطه طواف، کوشیدم که به کعبه نزدیک شوم. دعا کردم و از خداوند کعبه استعانت جستم تا یاریم فرماید بر گرد خانهاش پروانهوار بگردم. در همان شوط یا دور اول، توفیق یافتم که به دیوار کعبه نزدیک شوم و آن را زیارت و لمس نمایم.
همراه با آقای ملا محمود ویسی شوطها یا دورهای هفتگانه را شروع کردیم و به طواف بیت الله پرداختیم. در حال چرخیدن به دور خانه خدا، ادعیه مخصوص این اعمال را می خواندیم و دعا می کردیم. هنگامی که به رکن یمانی می رسیدیم دعای «ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الآخرة حسنة و قنا عذاب النار» را می خواندیم. زمانی که به رکن حجر می رسیدیم، درمقابل حجر الاسود پس از گفتن بسم الله، الله اکبر می گفتیم و با دست به سوی حجر اشاره می کردیم و دست خویش را می بوسیدیم و رد می شدیم. هربار که از مقابل حجر الاسود رد می شدیم، یک شوط طواف را شمارش می کردیم.
نخستین دعای من در مسجد الحرام برای ملت کرد بود. دعا کردم که ملت من از دام جهل و شیاطین درون و برون نجات یابد. سپس برای همه مسلمانان دعا کردم. آنگاه برای کشورم و هموطنانم و همشهریان و خویشان و بستگانم و همه آنانکه مرا وکیل دعا نموده بودند و سرانجام برای خودم دعا کردم.
پس از هفت دور طواف به دور کعبه، در پشت مقام ابراهیم، دو رکعت نماز سنت عمره تمتع به جای آوردم. سپس به مقام ابراهیم نزدیک شدم و آن را لمس کردم و داخل آن را دیدم. اثر دو جای پا به وضوح دیده می شد که براساس نوشتهها و شنیدهها، جای پای حضرت ابراهیم خلیل (ع) می باشد.
سپس همراه با آقای ویسی، به سوی محل سعی صفا و مروه رفتیم و سعی خویش را شروع نمودیم. از بلندای کوه صفا به سوی کوه مروه به راه افتادیم. در این لحظات بسیار خسته بودم، اما آن خستگی به لطف خدا مانع از انجام سعی من نبود. لذا، در معیت استاد ویسی هفت بار فاصله بین صفا و مروه را پیمودم. این فاصله درحدود چهار صد و بیست متر است که با هفت بار پیمودن، به مسافتی قریب به سه کیلومتر بالغ می گردد. بعد از اتمام سعی، حلق (چیدن چند تار موی سر) و نیز تقصیر (کوتاه کردن ناخن) را انجام دادیم. در اینجا اعمال عمره تمتع به پایان رسید و به هتل بازگشتیم و از لباس احرام خارج شدیم.
از آن شب به بعد، با وضع و حالی که من داشتم، چه از نظر توان پیادهروی، و چه از جهت گرما، و چه از لحاظ ضرورت تزریق انسولین روزانهام به ناچار فقط روزی یک بار آنهم برای ادای فریضه نماز صبح می توانستم در مسجد الحرام حضور یابم. بدینگونه که حوالی ساعت 2 نیمهشب از خواب بر می خاستم و پس از آماده شدن، آقای ویسی را نیز بیدار می کردم و به سوی مسجد الحرام به راه می افتادیم. حوالی ساعت 3 تا 3/5 نیمه شب به صحن بیتالله می رسیدیم و جای مناسبی را انتخاب می کردیم و مستقر می شدیم و مدت زمانی قریب به 3 ساعت به انتظار اذان صبح می نشستیم. در این مدت یا قرآن می خواندیم و یا دعا می کردیم و کعبه چشم می دوختیم. غالبا محلی را انتخاب می کردیم که در مقابل درب کعبه و مقام ابراهیم باشد. یک بار هم با آسانسور به طبقه فوقانی یا پشت بام رفتیم و درست در برابر درب کعبه و در ردیف اول جای گرفتیم. شبهای بعد به محض ورود به مسجد الحرام قمقمهام را از آب زمزم پر می کردم و در حین تشنگی در حالی که به کعبه نظر می دوختم آن آب مقدس و مبارک را می نوشیدم و مابقی آن را به هتل می آوردم و در ظروف کوچکی پسانداز می کردم. آب زمزمی را که با خود به وطن آوردم، از این طریق جمعآوری شده بود.
مکه کلانشهری است مهم و پرجمعیت. این شهر به ویژه در ایام حج تمتع بسیار شلوغ و پرازدحام است. نیز مکه شهریست با هتلهای بسیار. در واقع شهر هتلها و مهمانخانهها و مسافرخانههاست. این اماکن را (قصر یا فندق) می نامند. در همه جای مکه ساختمانهای بلند مرتبه و رفیع سر به آسمان سودهاند. اجاره هتلها بسیار گران است که در مقایسه با مدینه بسیار گرانتر می باشد.
آب و هوای مکه سنگین و شرجی است. روزها بسیار گرم و شبها نیز گرم و سنگین است. مکه شهریست محصور در حصاری از کوههایی از جنس سنگهای سیاه رنگ و خشک و بی آب و علف. این شهر غالبا بر روی زمینهای خشک و لم یزرع و تخته سنگهای سیاه رنگ بنا گردیده است.
با این وصف، مکه شهریست بسیار مدرن با ساختمانهای مجهز و معابر و شوارع پاکیزه و مرتب و زیبا. در سراسر این شهر فقط درختان خرما آنهم در حاشیه جادهها و وسط خیابانها و در میان پارکها جلب نظر می کند. آب مکه از چاههای عمیق و نیمه عمیق تأمین می شود و شور و سنگین است. اما آب شرب زائران از طریق بطریهای یک بار مصرفی که حاوی آب شیرین شده است، تأمین می گردد. در مدت اقامت بیست و چند روزه خود در دی ماه در مکه بارانی ندیدیم. گویند مردم مکه خشن و تندخویند، اما من در مدینه چنین احساسی نداشتم. اوقاتی که ما در مکه بودیم، اغلب مغازهها بیست و چهار ساعته باز بود و خدمات به مشتریان و زائران ارائه می نمودند.
همه روزه بهنگام بازگشتن نمازگزاران از مسجد الحرام، گدایان و بچه گدایان در مسیر عابران می نشستند و حاجی بابا گویان با سماجت تمام به دریوزگی می پرداختند. گاهگاهی پلیس سعودی به جمع آوری آنها می پرداخت و در این زمان همه پا به فرار می نهادند و در میان سیل جمعیت خود را مخفی می کردند. من در جلوی درب بابالسلام حتی زنان بسیار زیبایی را دیدم که سر و وضع مرتبی داشتند و در کنار زائران قرار می گرفتند و از آنها پول می خواستند.
در مکه برای معلولین در معابر و شوارع و حتی در مسجد الحرام هیچگونه تدبیری اندیشیده نشده است. حتی در صحن مسجد الحرام پلههایی وجود دارد که بالا رفتن از آن برای یک فرد معلول یا کسی که مشکل و محدویت حرکتی دارد امکان پذیر نیست. معابر و پلهها غالبا سطح صاف دارند و معابر با سنگها مرمری و بسیار صیقلی پوشانده شدهاند و نیز پلهها فاقد نرده و دستگیره است و لذا عبور از آنها برای کهنسالان و معلولین بسیار مشکل و گاهی غیر ممکن است.
سوغات مکه عبارتند از: تسبیح یا مسبحه؛ جانماز؛ سرمه؛ عطر و عطور؛ کلاه سفید مردانه؛ عبای مردانه؛ روسری و سربند نماز؛ البسه و قماش؛ لوازم الکترونیک از قبیل دوربین عکاسی و فیلمبرداری؛ و نیز قرآن و کتابهای اسلامی.
در مدت اقامت ما در مکه در نزدیکی حرم، یک ساختمان چهار طبقه فرو ریخت و لذا شماری از زائران زیر آوار جان باختند. این حادثه اسفبار در بعدازظهر روز پنجشنبه 16 دی ماه 84 مصادف با روز پنجم ذیحجه روی داد.
همه نگرانی و دلهره و تشویش درونی من و دیگر زائرانی که شرایط بدنی مشابه من دارند، مربوط است به ایام اعمال حج تمتع؛ یعنی روزهای هشتم ذیحجه تا غروب روز دوازدهم ذیحجه. الحمد لله این ایام نیز به سلامت و موفقیت برگزار گردید و من توفیق یافتم که شخصا این اعمال را انجام دهم.
در مدت اقامت کاروان ما در مکه، دو سه همایش برگزار گردید که در آنها حضور یافتم. اما بهترین همایش این دوره، مربوط به ایرانیان خارج از کشور بود که سالن اجتماعات قصر حسن عابد برگزار گردید و من در ردیف اول همایش حضور یافتم. در آنشب جمیل خالدی هنرمند پاوهای اشعار عرفانی شیوایی را با صوت حزین و دلانگیز خواند و همگان را به فیض رسایند.