خاطرات حج 1384
حاج دکتر سوران کردستانی
ایام اعمال حج تمتع
یک روز مانده به ایام اعمال حج تمتع، یعنی در روز هفتم ذیحجه، از سوی واحد اهل سنت بعثه ایران به کاروان مهاباد اعزام شدم تا بتوانم اعمال حج تمتع را همراه با آنها انجام دهم. محل استقرار این کاروان در منطقه عزیزیه و در جنب هیئت پزشکی هلال احمر ایران واقع شده بود. شب اول را با تن از روحانیون اهل سنت کرد از شهرهای ارومیه و پیرانشهر و سردشت گذراندم. روز بعد کاروان ما، موسوم به کاروان حاج جلال وطمانی، به گروههای کوچکتر تقسیم شد و هر گروه سوار بر اتوبوسی به سوی صحرای عرفات رهسپار گردید.
با فاصله کوتاهی از مکه، اول شب به صحرای عرفات رسیدیم و در یکی از چادرها مستقر شدیم. شب سختی را آغاز کردیم. هوا گرم و چادر شلوغ و پرازدحام و مملو از زائر بود. محوطه درون چادرها روشنایی نداشت و آن را تا صبح در تاریکی گذراندیم. من که اصلا خواب به چشمم راه نیافت. در ضمن کف چادر زیرانداز مناسبی نداشت و در واقع روی خاک خوابیدیم. فردای آن شب، سراسر روز را در چادرهای عرفات ماندیم و غروب آفتاب به سوی مزدلفه یا مشعرالحرام حرکت کردیم. مسیر پرازدحام و مملو از جمعیت و در ضمن ناهموار بود و عبور به کندی و سختی صورت می گرفت. به ویژه برای من که بسیار دشوار و طاقتفرسا بود. حرکت کاروان ما نظم خاصی نداشت و شیوه هدایت و حرکت آن بسیار ضعیف بود. چندین بار من همراه با گروهی از سالخوردگان و پیرزنان از کاروان جدا ماندیم و راه را گم کردیم، اما با زحمت فراوان هربار بخشی از کاروان خود را می یافتیم. در پایان آن شب طاقتفرسا که یکی از شبهای سخت زندگانی من بود، اتوبوسهای کاروان را یافتیم و سوار شدیم. ساعتها در اتوبوس منتظر حرکت بودیم تا اینکه همه زائران مفقود شده یکان یکان پیدا شدند و اواخر شب به سوی مزدلفه حرکت کردیم.
مسیر ما به سوی مشعرالحرام بسیار شلوغ بود و اتوبوسها به کندی حرکت می کردند. می توان گفت فاصله چند کیلومتر بین عرفات و مشعر یا مشعر و منا را در مدت 36 ساعت طی کردیم.
در مزدلفه توقف کوتاهی داشتیم و همراهان من به جمعآوری سنگریزه پرداختند. سپس به سوی منا به راه افتادیم. سنگینترین ترافیک این مسیر، فاصله بین مشعر و منا بود. در خلال طی این مسیر، کاروان ما به دلیل ضعف مدیریت و ناشی و ناوارد بودن خدمه، متلاشی گشت و جمعیت دویست نفری آن به گروههای کوچکتر تقسیم و هر گروه به تدریج از کاروان اصلی جدا شد. می توان گفت که هرچند نفر که یکدیگر را می شناختند یا سابقه دوستی با هم داشتند، بدون توجه به سایرین و افراد ناتوان و سالخورده، راه خود را در پیش گرفتند و حتی ساکهای خود را در اتوبوس بجا گذاشتند و رفتند ..
یک از گروههای کوچک بجا مانده، من بودم و دو پیرزن و یک پیرمرد. راننده اصرار داشت که ما پیاده شویم و چندین کیلومتر را با ساکهایمان پیاده طی کنیم. در حالی که ما راه را نمی دانستیم و پیمودن این مسافت برای ما بسیار دشوار و حتی غیرممکن بود. بارها با موبایل عابرین از مدیریت کاروان و نیز از پلیس سعودی استمداد کردیم، اما سودی نبخشید و خلاصه آن روز را سراسر تا شب تشنه و گرسنه در اتوبوس ماندیم. سرانجام با تماسهای مکرر با استراحتگاه و مدیریت کاروان، در اواسط شب دو نفر از خدمه کاروان ما را یافتند و همراه آنها به استراحتگاه منا وارد شدیم. در حالی که گویی هیچ حادثهای برای ما پیش نیامده است، حتی جای نشستن و استراحت هم برای ما پیدا نمی شد. هریک از زائران جایی برای خود اشغال نموده بود و خلاصه هیچکس به فکر دیگری نبود !!
آن شب به چادر مدیریت کاروان رفتم و به هر شکلی بود جایی برای خود دست و پا نمودم و تا آخر اعمال حج تمتع در همانجا ماندم.
در روز دهم ذیحجه یا روز عید قربان گوسفند برای قربانی کردن تمام شده بود، به ناچار کاروان ما در روز یازدهم به انجام قربانی مبادرت نمود. خلاصه اعمال را انجام دادیم و از احرام خارج شدیم. در پایان روز دوازدهم یا ایام التشریق سوار بر مینیبوس به سوی مکه به راه افتادیم و در پایان همین روز به هتل محل استقرار اولیه کاروان بازگشتیم. فردا آن روز هم من از کاروان مهاباد جدا شدم و از همسفران خداحافظی نمودم و به قصر حسن عابد بازگشتم.
دو روز بعد، در معیت آقای ویسی به بیتالله الحرام رفتم و طواف الافاضه را انجام دادم و سعی صفا و مروه را نیز به اتمام رسانیدم. یک روز قبل از خروج از مکه و عزیمت به سوی مدینه، طواف الوداع را نیز انجام دادم و بدین ترتیب تمامی اعمال حج را به پایان بردم. در انجام این اعمال، جناب آقای استاد ملا محمود ویسی همراه و یاور و مراقب من بود و الحق هیچگاه در حین اعمال مرا تنها نگذاشت و پیوسته یار و یاور من بود. خداوند پاداش خیر و سلامت و توفیقات روزافزون به ایشان عطا فرماید. آمین.
مشکلات ایام اعمال حج تمتع به نظر من عبارت بود از:
1ـ ترافیک سنگین و ازدحام جمعیت در مسیر عرفات به مزدلفه و منا و نیز بهنگام رمی جمرات.
2ـ مشکلات مفقودین و عدم پاسخگویی پلیس عربستان و آماده نبودن کاروانها برای مواجهه با آن.
3ـ مشکلات اسکان و کمبود جا و نارسایی سرویسهای بهداشتی و بهداشت چادرها و محیط چادرها.
4ـ بیبرنامگی و عدم نظم و ترتیب و تدبیر خاص بهنگام حرکت دادن کاروان و به ویژه عدم مراقبت از افراد ناتوان و کهنسال و معلول و معذور.
5ـ متفق نبودن آراء روحانیون اهل سنت درباره مسائل و مناسک حج و متفرق بودن فتاوی و نظرات ایشان در همه زمینهها.
6ـ عدم صلاحیت علمی و عقیدتی و شخصیتی معدودی از روحانیون کاروانهای کردستان.
7ـ خرید و فروش نیابت برخی از اعمال حج از سوی روحانی کاروان یکی از شهرهای کردنشین آذربایجان غربی و عدم توجه مسئولین به این عمل ناشایست و مادیگرایانه، و نیز عدم رسیدگی آنها به اعتراضات زائران کاروان مزبور در این زمینه.
اما در کنار این نارساییها، ایام انجام مناسک حج امتیازاتی هم داشت که به نظر بنده عبارتند از:
1ـ بحث و گفتگوی علمی درباره مناسک حج و بررسی فتاوی و نظرات علمای فرق مختلف در این زمینهها. در واقع می توان گفت که ایام انجام مناسک حج یک کارگاه عملی برای مرور و بررسی و انجام مناسک حج بود.
2ـ ایام انجام مناسک حج متمرکز است در روزهای هشتم ذیحجه تا آخر روز دوازدهم ذیحجه. این اعمال از روز نهم (یا عرفه) به طور رسمی آغاز می شود و با سپری ساختن روز دهم (عید قربان) و نیز ایام التشریق (روزهای یازدهم و دوازدهم) در خارج شهر مکه (در منا) ادامه می یابد؛ و سرانجام با طواف الافاضه در مکه خاتمه می پذیرد.
3ـ عظمت و شکوه و معنویت مسجد الحرام و به ویژه مکه معظمه وصف ناپذیر و فراموش ناشدنی است و مشاهده خانه خدا روشنی بخش دیدگان و جلا دهنده روح و روان و افزاینده ایمان است.